خرید بک لینک

روشنفکری و تلاش نویسندگان کرد در ایران

عبدالعزیز مولودی

جریان روشنفکری و نسبت آن با جامعه و نویسندگان کنونی کرد در ایران، موضوعی است که بایستی در مورد آن بسیار دقت به خرج داد. زیرا مفهوم روشنفکری و کار روشنفکرانه در کشور ما به طور کلی نیازمند این دقت و توجه است، از این نظر که اندیشیدن در مورد این واژه و مخصوصا مصداق های آن، کاری سخت است. و در مواردی در تاریخ معاصر ما ایده ی "در خدمت و خیانت روشنفکران" مطرح شده است که به صورت طبیعی، لزوم بحث پیرامون روشنفکران و نقش آنها در جامعه ی ایرانی را اجتناب ناپذیر می کند.

در حالیکه آنتونیوگرامشی”اندیشمند ایتالیایی معتقد بود “همه آدمها روشنفکرند ولی همه آنها نقش روشنفکر را در جامعه ایفا نمیکنند”. صرفنظر از اینکه گرامشی چه تصوری از نقش روشنفکران داشت و اینکه نقش روشنفکران سنتی و ارگانیک در نزد وی چه تفاوت ماهوی با همدیگر داشت، دکتر یثربی در یک براورد کلی در مورد روشنفکران و نقش آنها در جامعه ی ایرانی، معتقد است در جامعه ما کسانی که به عنوان روشنفکر شناخته شده اند، بیشتر اهل مبارزه بوده اند، نه کسانی که دارای تفکر عمیق و روشن و اثرگذار. ایشان معتقدند که این برداشت غلط از روشنفکری هنوز هم ادامه دارد، ما معمولاً حاکم را، هرکسی باشد روشنفکر نمی دانیم و مخالفان را، هرکس که باشند، روشنفکر می دانیم. در حالی که اعتراض و مخالفت ربطی به روشنفکری ندارد، زیرا بن مایه و اساس روشنفکری تفکر است، نه اعتراض.

حتی اگر با دیدگاه دکتر یثربی، استاد فلسفه موافق نباشیم، نباید از نظر دور داشت که دیدگاه ایشان دربردارنده ی واقعیت هایی است که حوزه ی روشنفکری را در کشور تحت تاثیر قرار داده است.

در زبان فارسی روشنفکر را به معنای روشن کننده فکر معنی کرده اند. روشنفکری را آزاد اندیشی هم معنی کردهاند. برخی نیز معتقدند روشنفکر کسی است که از وضعیت جامعۀ خویش درکی واقعبینانه دارد و در چهارچوب اندیشه و فرهنگ بومی، درصدد رفع معضلات آن است». ممکن است اگر بخواهیم سلسله ی تعاریف و برداشتها از روشنفکری را ادامه دهیم، بحث طولانی شود. اما لازم است این نکته را تذکر داد که در زبان انگلیسی واژه ی Intellectualism و واژهای مترادف آن در لاتین و فرانسه، به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل روشنگری به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته میشود.

از این رو، می توان گفت که روشنفکر بیرون از سیاست ایستاده است و به انتقاد از آن می پردازد، به لحاظ فکری خود بسند است، امید به آینده دارد، به اصلاح مستمر در ضمن حرکت می اندیشد، مخالف هرگونه عقب ماندگی و خرافهاست و در جهت رشد و نوسازی تلاش میکند، منتقد و تحول خواه است، برای خود پروژه دارد و برای آن تلاش می کند.

ریمون آرون، جامعه شناسی فرانسوی، معتقد است که روشنفکران سه دسته اند، تولید کنندگان اندیشه؛ مانند متفکران؛ توزیع کنندگان اندیشه مانند نویسندگان و مصرف کنندگان آن مانند دانشجویان. پیداست که در این چهارچوب نقش های متفاوتی برای هریک وجود خواهدداشت.

مهمترین پروژه ی روشنفکری در ایران معاصر از صدر مشروطه تا امروز عمدتا تحقق دمکراسی و حکومت قانون بوده است. ضمن اینکه بخش عمده ای از این جریان، تحت تاثیر انقلاب 1917 روسیه به چپ گرایش یافتند

جریان روشنفکری در ایران البته فقط به روشنفکری چپ محدود نبوده است. قبل و مخصوصا بعد از انقلاب، روشنفکری و روشنفکران دینی تلاش کردند تا نسبت دین را با مدرنیته و روشنفکری مورد بحث و کنکاش قرار دهند. از این رو، با جریان پیش رونده ای در حوزه ی سیاست، اندیشه ورزی و ابعاد دیگر تفکر دینی، اقتصادی و البته اخلاقی روبرو بوده ایم. جریانی که تاثیرات خود را در شرایطی که فضا مناسب برای فعالیت های فکری بوده است، بر جامعه گذاشته است.

در کردستان ایران نیز به تبع جریان روشنفکی چپ در کشور و از همان ابتدا، اندیشه های چپ در کردستان مطرح شده و گروهی از نویسندگان چپ یا متمایل به چپ اشاعه دهندگان جریان روشنفکری در کردستان بوده اند. به علت اینکه روشنفکران چپ و مخصوصا موضع چپ روانه ی آنها در قبال رژیم های غیرکمونیستی و یا سوسیالیستی از نوع رژیم پهلوی، متمایل به مبارزه با دولت سرمایه داری و وابسته به آن بودند، طبیعی است که نگاه چپ گرایانه ی نویسندگان کرد نیز عمدتا با الهام از این ایده ها، خود را در برابر رژیم به عنوان اپوزیسیون تعریف کرده اند. حتی در زمانه ای که به صورت رسمی سیستم های سیاسی کمونیستی یا اقمار آن از بین رفته است و گفتمان چپ مارکسیستی در عرصه ی سیاسی کم رنگ شده اند، دوگانه ی پوزیسیون و اچوزیسیون، دوست–دشمن، هنوز به قوت خود باقی است و سایه ی آن بر مناسبات یا روابط این دسته از نویسندگان با قدرت سیاسی برقرار است و نشان از وجود شکافی تاریخی دارد.

آموزه های کارل اشمیت در این زمینه قابل توجه است. او امر سیاسی را ذاتاً مبتنی بر تمایز دوست-دشمن میداند. این یعنی امر سیاسی در یک امر رقابتی بلکه فراتر از آن، در امر حیاتی معنا مییابد. زمانی که "دیگری" تبدیل به بازیگری شود که حضور او مانع دسترسی یا بهبود منافع فرد، یا تداوم "هویت" را در خطر اندازد به عنوان دشمن شناسایی میگردد.

کارویژه اصلی دولت، به عنوان محور امر سیاسی، که بر دوگانه دوست- دشمن برقرار شده است، برقراری نظم است. امر سیاسی كنش خصومت آمیز میان دوست و دشمن در عرصة عمومی است بر این اساس، جامعة سیاسی اشمیت گونه ای دولت مقتدر است كه عرصة عمومی را كنترل می كند. وی به سختی طرفدار قدرت مطلقه دولت مرکزی بود. به نظر می رسد رابطه ی نویسندگان و روشنفکران کرد در این برهه ی زمانی، هنوز از این ایده در نگرش به امر سیاسی تبعیت می کند.

نباید این واقعیت را نیز نادیده گرفت که از دوران اصلاحات و با توجه به فضای نسبتا بازتر سیاسی در کشور در این دوران، نویسندگان کرد به استقبال آن رفته و بخشی از این شکاف از طریق مشارکت سیاسی بالا، امید به تغییر و اصلاحات و تاکید بر ایده ی توسعه ی سیاسی و اقتصادی؛ کاهش پیدا کرد. از این رو، در این دوران بخشی از فعالیت های روشنفکری نویسندگان کرد صرف گسترش فضای مدنی و تحقق نوعی از دمکراسی اقتضایی گردید. امری که با دید اشمیتی به امر سیاسی در تعارض بود و در برهه هایی از زمان دوباره نمود پیدا می کرد. اکنون نیز به نظر می رسد در یک تصور حداقلی از سیاست، نویسندگان کرد بیشتر به ایده ی دمکراسی و نتایج مثبت آن در حوزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می اندیشند. هر چند در این زمینه کمترین توفیق یا تجربه را بدست آورده اند.

در خاتمه باید به ذکر نکته ای بپردازم که به نظر ضروری می رسد. در حالیکه پویش عمده ی نویسندگان کرد تاکید بر فضای مدنی و تحقق دمکراسی است و کسانی چون دکتر حسین بشیریه، استاد مسلم علم سیاست در ایران در تقسیم بندی علم سیاست به علم سیاست نظری و عملی، سیاست عملی را با علم دمکراسی یکسان می بینند، اخیرا در میان برخی از روشنفکران و نویسندگان مرکزنشین که دارای سابقه ی کار مطبوعاتی و فکری در این حوزه بوده اند، گرایش و بازگشتی به آموزه های دولت مطلقه از نوع الگوی "هابزی" دولت صورت گرفته است. خوانندگان عزیز را به شماره ی جدید مهرنامه (شماره ی 50) ارجاع می دهم تا مقاله ی محمد قوچانی را در تحلیل انتشار ترجمه ی کتاب "بهیموت" توماس هابز با ترجمه ی تاونای دکتر بشیریه را به دقت مطالعه بفرمایند تا مشخص شود این دسته از نویسندگان چگونه تلاش دارند تا دکتر بشیریه را نیز در این زمینه با خود همراه و هم فکر نشان دهند. باز کردن این موضوع در این یادداشت نمی گنجد، بلکه مبنای مقاله ای جدا م مستقل است که در آینده ی نزدیک آنرا منتشر می کنم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 9 توسط عبدالعزیز مولودی |

برچسب: نویسنده: الینا صمیمی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 14:59

صفحه بندی